امیلیا بالاخره رد ساتان را در توکیو میزند، اما به جای فرمانروای ترسناک شیاطین با یک کارگر فستفودی بیپول روبهرو میشود. حالا قهرمان برای زیر نظر گرفتن دشمنش، پایش به قلعه شیطانِ یک اتاقه باز میشود.
10
نظر
OZ
😂😂😂 قهرمان داستان بد دهنه بعد شیطان داستان با کلاس حرف میزنه منطقیع👌😂