مائو بعد از چند تجربه عجیب در کار، گیر میدهد که خانهشان بالاخره باید تلویزیون داشته باشد. همزمان امیلیا درگیر حرفهایی درباره مادرش میشود و یک خرید ساده کمکم پای دوستها و نگرانیهای تازه را وسط میکشد.
5
نظر
OZ
بعد از این قضیه تلویزیون روشن کردنم میترسم 😂😂😂
4
مری الدمن
دست مریزاد می گم به رامین که ای انیمه ها رو تو سایت می زاره
3
پفکی در نمک زار
من در حالی که این قسمت رو رو فلش وصل مردم به تلوزیون ...