اوساتو بعد از نبرد ناگهان بین مردم و قصر حسابی معروف شده، اما آرامش زیادی در کار نیست. شوالیه سیاهِ اسیرشده میخواهد او را ببیند و همین دیدار، کمکم چهرهای متفاوت از دشمنی نشان میدهد که همه از او میترسیدند.