کوداکو بعد از آوردن حیوان عجیب و بامزهاش به خانه، همراه کیچان برای پیادهروی بیرون میزند تا از دیدن پدرش فرار کند. اما همین قدمزدن ساده، کمکم پای حرفهای خانوادگی، خستگی و چند لحظه شیرین و خندهدار را وسط میکشد.