آیوی کمکم توی شهر جا میافتد و با کمک سورا و سیل راهی برای پول درآوردن پیدا میکند. اما خبرهایی از روستای قدیمیاش و نگاههای آدمهای اطراف، دوباره گذشتهای را یادش میاندازد که هنوز کاملاً از آن دور نشده.