ریرویی بعد از گرفتن یک هدیه، تصمیم میگیرد بیشتر دیده شود و برای همین دنبال یاد گرفتن قدرت افسون میرود. همزمان نزدیک شدن جشنواره خدای گوزن و پیدا شدن هیولاها در روستا، حالوهوای آرام زندگی هاجیمه را حسابی به هم میزند.