پس از حمله به پایتخت کلاور، آستا و لئوپولد با وجود زخمها و خستگی در برابر اعضای مرموز چشم خورشید نیمهشب میایستند. همزمان شوالیههای جادو برای محافظت از شهر و رسیدگی به آسیبدیدگان تلاش میکنند.
4
نظر
SUBARU
اولین نفر ، خدایی انیمه ی خوبیه ، رامین دمت گرم
3
see you in hell🚬
3 هفته پیش
هشدار اسپویل فوق فوق شدید:یه شیطان توی گیریمور استا هست به اسم لیبه که در اصل یک شیطان بی جادو بوده و از جهنم انداختنش به زمین که بعد با مامان استا رو برو میشه مامان استا قدرت جادوییش کشیدن جون هر موجودی که مانا داره بود برای همین توی یه کلبه دور افتاده زندگی میکرد و چون لیبه قدرت جادویی نداشت مامان آستا به اون اسم داد و مثل پسر خودش ازش نگه داری کرد و یه روزی که با هم رفته بودن جنگل یه شیطان بهشون حمله کرد که لیبه رو بکشه بعد مامان آستا از لیبه محافظت کرد و وقتی دم مرگ بود لیبه رو توی گیریمور ۵ برگ مهر موم کرد و مامان آستا مرد بعد لیبه داخل گیریمور ۵ برگ از همه نفرت داشت و قدرت ضد جادو رو بدست آور و هر روز همه شیطان ها رو نفرین میکرد و در قسمت آخر فصل ۱ بلک کلاور استا لیبه با هم قرار داد میبندن و لیبه میفهمه استا پسر همون زنیه که ازش مراقبت کرد
zazazszszs
1 هفته پیش
دلم برای اون کلاه داره سوخت حتی گفت مضاحتون نمیشم 😢