یوهان برای پول درآوردن یک کلبه فالگیری راه میاندازد، اما خیلی زود میفهمد پیدا کردن «شغل مخصوص خودش» آنقدرها هم ساده نیست. آشنایی با کارهای مختلف شهر، او را بین فرار کردن و ماندن مردد میکند.