با آمدن ویکتور به هاستسو، زندگی یوری کاتسوکی یکدفعه زیر و رو میشود؛ تمرین، رژیم و توجه همه روی او میریزد. اما سر و کلهی یوری روس هم پیدا میشود و قول قدیمی ویکتور، اوضاع را حسابی حساس میکند.