هائویی بعد از یک سوءتفاهم در کنسرت سندی، ناگهان هدف طرفدارها و رسانهها میشود و حتی نمیتواند به خانه برگردد. وقتی برای پناه گرفتن سر از یک کافه درمیآورد، نگرانی زیتونگ و یک هدیه عجیب اوضاع را پیچیدهتر میکند.