کائده بعد از چند بار زورگیری، مجبور میشود برای امنیت خودش دنبال یک محافظ واقعی بگردد. انتخابش او را به بازار بردهها میکشاند؛ جایی که با دختری گرگسان و ترسناک آشنا میشود که گذشتهاش همه را فراری داده است.