آقای شرور در یک روز برفی بین نارنگیهای زمستانی، فکر هدیه کریسمس و عشق همیشگیاش به پانداها گیر میافتد. حالوهوای گرم و بامزهای که حتی جلسههای جدی دشمنان زمین را هم از مسیر خارج میکند.