بهار به شهر رسیده و آقای شرور در روز مرخصیاش دنبال دلخوشیهای کوچک میگردد؛ از دسرهای ساکورا و بستنیهای تازه تا یک لاته پاندا که حسابی ذهنش را درگیر میکند. بین خستگی کار و حالوهوای شکوفهها، او کمکم طعم آرامش زمینیها را میچشد.