دوشیزه مقدس وایت برای فهمیدن نیت واقعی هاکوتو به روستا میآید، اما برخورد ناگهانیشان در حمام روباز همهچیز را عجیبتر میکند. بین سوءتفاهمهای بامزه و حرفهای جدی، نگاه او به ارباب شیاطین کمکم تغییر میکند.