کنشین با پای زخمی و شمشیر شکسته جلوی جنگجویی میایستد که تیغهای عجیب و خطرناک دارد. وقتی جان ایوری وسط میآید، او باید بین قولی که برای نکشتن داده و نجات یک کودک راهی پیدا کند.