موب در دل آشوب شهر به سراغ سریزاوا میرود؛ اسپری تنها و ترسیده که بین نیاز به دوست داشتن و فرمانهای کلاو گیر کرده. حرفهای ساده موب کمکم دیوارهای ذهن او را تکان میدهد و مسیر نبرد را عوض میکند.