کویتو برای مراسم تیراندازی جشن یومیمیمی باید جای پدربزرگش را بگیرد، اما دستهای لرزان و تیرهای کجومعوج کار را سخت میکند. کنار الدا، تمرینها و نگرانیهایش به یک روز شلوغ و بامزه در معبد میرسد.
کویتو برای مراسم تیراندازی جشن یومیمیمی باید جای پدربزرگش را بگیرد، اما دستهای لرزان و تیرهای کجومعوج کار را سخت میکند. کنار الدا، تمرینها و نگرانیهایش به یک روز شلوغ و بامزه در معبد میرسد.