ملفیرا همراه دوک آریستید به قلعه مرزی ریترد میرسد؛ جایی ساده و نظامی که برای او بیشتر شبیه یک فرصت تازه است. او با فکر شکار هیولاهای رودخانه و پختن غذایی متفاوت، آرامآرام دل شوالیهها را به دست میآورد.
9
نظر
لونا
9 ماه پیش
مرسی که اینقدر سریع میزاری
5
دازای سان
1 ماه پیش
عالی بود مرفین خیلی نازه
1
ونزدی
9 ماه پیش
همه شانس دارن منم شاش فکرکنم وقتی خدا داشته شانسو بین بقیه تقسیم میکرده من دستشویی بودم🤣🤣🤣🤣 .
ممنون از سایت خوبتون
2
نینی گوگولی
9 ماه پیش
مثل همیشه عالی
1
Shouko
7 ماه پیش
کاش همه شخصیت ها مثل این از همون اولش رمانتیک و خوش اخلاق و بی تعارف بودن