تورفین هنوز از گذشته خونینش رها نشده و کابوسهایش چیزی را یادش میاندازند که از آن فرار میکند. وقتی آرامش مزرعه با خراب شدن گندمها به هم میریزد، او و اینار باید بین خشم، درد و امید به عوض شدن راهی پیدا کنند.