حالا که پایههای نفوذ آینز اول گون در این دنیای جدید محکم شدهاند، نخستین گامهای نقشهی بزرگ او بهتدریج رنگ واقعیت به خود میگیرند. ارزش روستای کارنه و بهویژه ارزش سیاسی هویت دومش، مومون، بار دیگر تأیید میشود.
نبوغ پنهان اقدامات او پیوسته با شگفتی و حیرت از سوی دمیورژ، آلبدو، دیگر نگهبانان و حتی خود آینز—در برابر «خرد عظیم»اش—روبرو میشود.
تلاشهایش برای رفتار کردن در شأن حاکم نازاریک و تحکیم هرچه بیشتر وفاداری نگهبانان، او را هرچه عمیقتر در مسیر سلطهی جهانیِ ناخواسته پیش میبرد.
آینز که بهسبب نامیرا بودن، از وجدان انسانی بیبهره است، تنها با دو انگیزه پیش میرود: یافتن دیگر بازیکنان ایگدراسیل و کسب قدرت برای محافظت بهتر از فرزندان و خانهی خود و چهل همراه پیشینش.
لرد آینز اول گون همچنان عنوان اورلورد را حفظ میکند و مقبرهی عظیم نازاریک را به صحنهی جهانی میآورد—درست در دلِ کشمکش خونین قدرت میان دو امپراتوری بزرگ.