آزو بعد از حرفهای تندش با خودش و تصویرش از «کیوت بودن» درگیر میشود، درست وقتی مشتری تازهای وارد مغازه جادوگران مائباشی میشود. بین گلفروشی اشتباهی، جادو و عذرخواهی، بچهها کمکم میفهمند قضاوت درباره ظاهر آدمها چقدر درد میسازد.