ارسلان چهاردهساله برای اولین بار همراه ارتش بزرگ پارس راهی میدان جنگ میشود؛ جایی که مه غلیظ و رفتار عجیب دشمن، نگرانیهایی جدی بین چند فرمانده به وجود میآورد. او باید میان ترس، توقع پدرش و واقعیت تلخ جنگ خودش را پیدا کند.