هیلمس در مسیر پس گرفتن شمشیر شاهی، با دختری از گذشتهاش روبهرو میشود و خاطرات سالهای پنهانکاری دوباره زنده میشوند. همزمان بازگشت ناگهانی شاه آندراگوراس، جایگاه ارسلان را در پیشاور حسابی پیچیده میکند.