آرنولد پیش از جشنواره شکار شوالیهها به رد پای یک ابزار جادویی خطرناک و افزایش عجیب هیولاها شک میکند. همزمان در شهر کیل، جشنواره با دزدیهای مرموز و شلوغی خاندان سلطنتی حالوهوای آرامی ندارد.
32
نظر
بی کار (منتظر تناسخ)
2 هفته پیش
موش هم نشدیم 😂💔
19
aradmkg
2 هفته پیش
برنامه ی آیندم:
تناسخ به عنوان موش
12
Shayan192
2 هفته پیش
پدربزرگ❌چت جی پی تی✅😂
10
ITADORY
2 هفته پیش
موش تونست ما نتونستیم 😂
9
گوچل
2 هفته پیش
پدر بزرگ❌️چت جی بی تی دوره قدیم✅️
6
امیر
2 هفته پیش
آخ موش هم نشدیم ما چقد بدبختیم
4
دازای سان
2 هفته پیش
خیلی خوبه😂
4
حسین
2 هفته پیش
اولین نفرم یسسسسسسسسسسس
3
خوموخوخوحوحو
2 هفته پیش
جالبه دختره روی شونش بود ، یعنی دقتی افتادن لاید اون زیر شاهزادهه می بود ، اما اونو روی شاهزاده گذاشتن.
حالا اینو بزاریم به حساب جذب کردن مخاطب یا بذاریم؟
2
MAF
2 هفته پیش
خوش به حال موش ها جا هایی از دختر ها رفتن که من دلم می خواست برم و ببینم
1
یزدان
2 هفته پیش
اونا که اینو بی عرضه میدونن چرا میخواستن اینو بکشن خب قاتل باید میرفت سراغ برادرش
1
Eryka
2 هفته پیش
پادشاه چقدر بچه داره 😂😂😂
1
ساتورو گوجو
2 هفته پیش
داستانش باحاله تکراری نیست
1
Moneka
2 هفته پیش
اخرش هم ارنولد با اون دختره یا نامزد میکنه یا ازدواج میکنه
( همون دختر مو زرده که سنجاق سرش رو میدزدن)