ریکا بعد از فشار خانواده و حرفهای تلخ درباره گذشته، همراه یوتا از فضای سنگین فرار میکند. یک شب ساده بین ساحل، خانه و فروشگاه شبانهروزی، کمکم به فرصتی تبدیل میشود تا یوتا بیشتر بفهمد پشت خیالپردازیهای ریکا چه حسی پنهان است.