آنژ همراه تاسک و ویویان در جایی ناشناس به هوش میآید؛ شهری ویران که شبیه میسوروگی است، اما هیچ چیزش عادی نیست. وقتی رد آرزنال گم میشود، آنژ باید بفهمد این دنیای خاموش چه ربطی به ویلکیس و گذشته دارد.