بعد از پنج سال قایم کردن احساساتش، بالاخره یه دانشآموز دبیرستانی به اسم تایجو اوکی تصمیم میگیره عشقش رو به یوزوریها اوگاوا اعتراف کنه.
اما درست همون لحظهای که تایجو دهن باز میکنه، یه نور سبز و خیرهکننده کل زمین رو میگیره و تمام انسانها رو به سنگ تبدیل میکنه! در یک چشم به هم زدن، بشریت کاملاً از حرکت میایسته.
چند هزار سال بعد، تایجو از خواب سنگی بیدار میشه و میبینه دنیای مدرن کاملاً از بین رفته؛ طبیعت همهجا رو گرفته و تمدن انسانی دیگه وجود نداره.
در بین مجسمههای سنگی آدمها، تایجو با تنها انسان زنده دیگهای روبهرو میشه: دوست نابغهاش سنکو، که عاشق علم و دانشه و چند ماه زودتر بیدار شده.
تایجو میفهمه که سنکو یه نقشه بزرگ توی سر داره؛ اون میخواد با کمک علم، تمدن بشری رو از صفر دوباره بسازه. قدرت بدنی تایجو و هوش سنکو کنار هم قرار میگیره و این دو نفر راهی برای زنده کردن انسانهای سنگشده پیدا میکنن.
اما همهچیز به این راحتی نیست. با بیدار شدن آدمهای جدید، ایدهها و باورهای سنکو به چالش کشیده میشه و نقشه بزرگش در خطر میافته.
در حالی که نبرد بین علم، قدرت و تفکرهای مختلف شروع میشه، یه سوال بزرگ هنوز بیجوابه: اصلاً چرا بشریت به سنگ تبدیل شد؟