ماری و کایروس برای خرید هدیه به بازار و محله صنعتگرها میروند؛ جایی که یک سنگ کمیاب و چند انتخاب کوچک، حسهای پنهانشان را پررنگتر میکند. بین شوخیهای لویفون و لحظههای آرام کالسکه، ماری کمکم معنای توجه واقعی کایروس را میفهمد.
17
نظر
ریحانه
11 ماه پیش
واقعا قسمت هاش دیر به دیر میاد یا من اینطوری حس میکنم
6
㋡𝕄𝙰ʝ𝖎D࿐
11 ماه پیش
بعد این قسمت داشتم پرواز میکردم
دلیلش اینکه منتظر بودم دخترو به بوسه 🥲👍🏻💙
6
چارلی مورنیگ استار
11 ماه پیش
وای خدا مثل همیشه عالی
6
چارلی مورنیگ استار
11 ماه پیش
اون مرده منو یاد دازای سان انداخت
5
🤍PANDA CHAN🖤
1 ماه پیش
حقیقتا دوست دارم خواهرش زنده باشه
1
ماری
11 ماه پیش
مطمئنم آناستازیا زندست، اگه مرده بود پس اون پسر مو زرده کی بود؟ فکر میکنم آناستازیا باشه
3
ArimaKana
11 ماه پیش
ببین من میگم خواهرش زندس از خودش به رانده گفته وانمود کنه چون می خواسته ازاد باشه
راستی رامین کاربر ویژه چیه؟
2
Amina
11 ماه پیش
چرا جای حساس تموم شد😭
2
Imo
11 ماه پیش
کاش خواهرش زنده باشه و هنع جی خوب پیش بره
ای خدا چقدر سخته صبر کردن😢
1
ریزه
11 ماه پیش
قسمت 9چرا پخش نشد؟؟؟؟
1
Shouko
11 ماه پیش
اون مرده شبیه دازای هست که عینک زده 😐
Mahd
11 ماه پیش
ای. جااااااااان... 😍😍😍😍😍❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
ریزه
11 ماه پیش
چقد مثل هفتمین حلقه زمانیه تو اون هم دختره مث رنگ چشای ارنولد جواهر برداشت