تینو از خاطره روزی میگوید که در کودکی، وسط خرید سادهاش گرفتار چند هانتر خطرناک شد و اولین بار با سولز اندوهگین آشنا شد. حالا نگاه عجیب و پرستشگونهاش به کرای، شروع یک داستان قدیمی و دردسرساز را روشن میکند.