بریل گاردینانت که خودش را یک «پیرمردِ فروتن» مینامد، در یک روستای دورافتاده و گمنام، در باشگاه کوچک خودش شمشیربازی آموزش میدهد.
او در جوانی رویای شکوه و افتخار بهعنوان یک استاد شمشیرزن را در سر داشت، اما آن روزها مدتهاست پشت سر گذاشته شدهاند.
تا اینکه ناگهان یکی از شاگردان سابق و مشهورش سر میرسد و خبری تکاندهنده برایش میآورد: بریل بهعنوان مربی ویژهی شوالیههای فرقهی لیبریون منصوب شده است!
زندگی بریل یکباره زیرورو میشود و او راهی پایتخت میگردد؛ جایی که دوباره با چند نفر از شاگردان قدیمیاش روبهرو میشود: شوالیههای نخبه، یک جادوگر زبده و حتی یک ماجراجو که به بالاترین رتبهی ممکن در انجمن رسیده است.
اما سؤال اینجاست: چرا همهشان هنوز آموزش بریل را میخواهند؟! از نظر خودش، آنها دیگر هیچ نیازی به او ندارند.
آیا بریل میتواند از پسِ مقام جدیدش بربیاید؟ و آیا اصلاً لحظهای آرامش دور از شاگردانِ شیفته و چسبندهاش نصیبش خواهد شد؟!