دیاس بعد از شکست دادن اژدهای خاکی، کمکم زندگی تازهاش را در مرز شروع میکند؛ از ساخت چاه و یورت تا کنار آمدن با رسمهای عجیب قبیله. اما آرامش علفزارها با سر رسیدن یک تهدید تازه خیلی زود به هم میریزد.
32
نظر
احسان __ هیتلر
1 ماه پیش
وقتی گفت دیاس بچه دار شدیم گفتم یا خدا کی دیاس رفت که بخواد پدر بشه
19
یومکو، گدای لایک
1 ماه پیش
رکب خوردی 😂😂
10
بی کار (منتظر تناسخ)
1 ماه پیش
بابا خوش حال شدم فک کردم خودش حاملس 😭
9
~~~<}°•°{>~~~
1 ماه پیش
ها؟؟؟؟؟تو پونزده سالگی؟یه ثانیه فک کردم سایت رو اشتباه اومدم🫣🌚
4
سامورایی روانی
1 ماه پیش
عجب انیمه ای بهبه
3
کیم جونگ اینا
1 ماه پیش
من بد بخت رو داشتم جلو خانواده می دیدم🤣🇰🇵
2
arsin
1 ماه پیش
هی این قسمتم تموم شد
2
یزدان
1 ماه پیش
باحال بود یعنی اون دوتا بچه توی تیتراژ بچه های خودشن؟ یا اونا رو پیدا میکنه؟
2
یومکو، گدای لایک
1 ماه پیش
آغاز هفت روز جهنمی
2
بیکارعلی
1 ماه پیش
این چه سمی بود هنوز هزمش نکردم دختره اومد اون جمله گفت همه داشتم به یه چیز فکر میکردن اما تصویر رفت رو گوسفند 🤣😂😂
2
گربه انیمه باز
1 ماه پیش
اولین نظر
2
غوشلی
2 هفته پیش
منطق ازش می باره
1
کچل فقیر
1 ماه پیش
وقتی میگن سینگلی مگه چقدر بهت فشار اورده همچنان من