بان یوزاکورا، پدربزرگ پر دردسر خانواده، از زندان محل مأموریتش بیرون میزند و تایو ناخواسته درگیر تعقیب او میشود. این ماجرا گذشته و جایگاه تایو در خانواده یوزاکورا را بیشتر روشن میکند.
14
نظر
𝘼𝙇𝙀𝙓 𝙒𝙄𝙕𝘼𝙍𝘿
خسته شدم ،خسته شدم.به یکی دلبسته شدم.
توی گیما برنده شدم.توی عشق بازنده شدم
خسته شدم،خسته شدم.دیگه خیلی رفتی رو مخم.
از انتظار پاره شدم،خسته و آواره شدم.منتظر تایمه شدم.
اگه تونستی اینو با یه ریتم مناسب بخونی بلایک