ریو از اینکه در دنیای فانتزیِ فی تناسخ یافته، سر از پا نمیشناسد؛ چون فکر میکند میتواند زندگیای آرام داشته باشد و بهتدریج استفاده از جادوی آب تازهاش را یاد بگیرد.
اما «همراه جریان شدن» در این دنیا معنای کاملاً متفاوتی دارد. ریو بلافاصله خود را در برابر سرزمینهای وحشی و انبوهی از هیولاهای مرگبار میبیند که این شبهقارهی دورافتاده را خانهی خود کردهاند.
شاید فکر کنید وقتی برای زنده ماندن میجنگد، قید زندگی راحت را میزند؛ اما خوشبختانه ریو ذاتاً خوشبین، باهوش و برخوردار از ویژگی پنهانِ «جوانی جاودان» است.
بیست سال در چشمبرهمزدنی میگذرد و هر رویارویی، او را یک قدم به قلهی جادوی انسانی نزدیکتر میکند. غافل از اینکه همهی اینها تنها فصل آغازین داستانش بوده است.
بهزودی یک دیدار سرنوشتساز ریو را به مرکز صحنهی تاریخ پرتاب میکند و مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد…
و اینگونه ماجراهای نیرومندترین جادوگر آب که جهان به خود دیده آغاز میشود—کسی که البته دوست دارد همهچیز را با ریتم دلخواه خودش پیش ببرد!