استلا بعد از فرار از خوابگاه، با ترسها و حسادتهایش روبهرو میشود و آلن سعی میکند به او نشان بدهد لازم نیست خودش را با بقیه مقایسه کند. یک روز کوتاه در پایتخت، کمکم دلش را برای گفتن حرفهای واقعیاش باز میکند.
7
نظر
Ma
11 ماه پیش
استلا و لیدیا و کارن خوبن فقطططط! اون سه تا بچه لوسم دلم میخواد جر بدم مخصوصا مو زردههههههههه🤯💢
9
Arad
11 ماه پیش
عالی ممنون رامین
HEADPHØNE☠️
11 ماه پیش
احسنت
Mahdy
11 ماه پیش
ولی واقعاً برام سواله این افسانه ها چطوری تینا و استلا و همچنین مادرشون خبر دارن ولی بقیه ندارن شاید اینا اطلاعات محرمانه ای باشند
یه بیکار
11 ماه پیش
نمیخوام حالتونو بد کنم ولی میکنم 4 روز دیگه مدرسه ها شروع میشه هاهاهاهاهاهاها