باران شدید، شیرايوکی و همراهانش را وسط راه به یک مسافرخانه میکشاند؛ جایی که یک شب آرام و صمیمی، حرفهای قدیمی و حسهای تازه را رو میکند. اما برای اوبی، این توقف کوتاه بوی گذشتهای را دارد که دوباره سر راهش سبز میشود.