معرفی
در پادشاهی تانبارون، دختری مستقل و بااراده به نام شیرایوکی زندگی میکند. هوش و تواناییهایش او را به یک داروساز ماهر تبدیل کرده، اما شاخصترین ویژگیاش موهای قرمزِ سیبگون و زیبایش است.
همین موهای خیرهکننده توجه شاهزادهی پادشاهی را جلب میکند، اما بهجای ابراز عشق، از او میخواهد نامزدش شود. شیرایوکی این خواسته را رد میکند، موهایش را کوتاه میکند و به پادشاهی همسایه، کلارینس، میگریزد.
در آنجا با جوانی به نام زِن آشنا میشود که—بهطرزی غافلگیرکننده—او هم شاهزاده است، اما با اخلاقی بسیار بهتر از قبلی. تماشا کنید که شیرایوکی چگونه جایگاهش را در پادشاهی جدید و در قلب زِن پیدا میکند.