تاکاتو بعد از دور شدن موقت از جونتا، وارد تمرین یک نمایش تازه میشود؛ جایی که همبازی مغرور و خوشچهرهاش، چیهیرو آیاگی، خیلی زود اعصابش را به هم میریزد. بین تمرینهای سخت صحنه و دلتنگیهای شبانه، او باید خودش را جمعوجور نگه دارد.