معرفی
آزومایا و تاکاتو قرار شده در نمایش دونفره «عروسی خونین» بازی کنن؛ نمایشی که رقص فلامنکو هم بخش مهمی از اون به حساب میاد.
تاکاتو تمرینها رو شروع میکنه، اما خیلی زود میفهمه فاصله مهارتش با آزومایا چقدر زیاده. برای همین تصمیم میگیره به اسپانیا بره تا معنی واقعی شور و احساس رو از نزدیک یاد بگیره.
از اون طرف، آزومایا هنوز درگیر زخمی از گذشتهست؛ همون وقتی که تاکاتو بدون اینکه فرصتی برای حرف زدن بهش بده، ازش خداحافظی کرد...
سفری به اسپانیا که هم روی صحنه، هم بین این دو نفر، احساسات تازهای رو بیدار میکنه.