تماشای انیمه من اومدم! خوش اومدی قسمت 8

هیکاری با اینکه از سگ بزرگ همسایه می‌ترسه، هر روز برای نزدیک شدن به ران‌کون تلاش می‌کنه. هم‌زمان دیدار خانوادگی ماساکی حال‌وهوای گرم و کمی معذب‌کننده‌ای به خانه می‌آورد و گذشته دوباره سرک می‌کشد.

20 نظر
کاچان🦔 اوتاکو 👌
منی که به فکر ازدواج هیکاری و اون بچه هم که تو صحنه های اخر اومد

AVA
هیکاری منو یاد انیا میندازه از بس هردوشون کیوتنننننننننننننن

KUMIKO
شماها از اینکه 7 روز نمی‌تونید صبر کنید غر میزنید من از اینکه چرا انقدر این 30 دقیقه دیر تموم میشه تا کلید بعدیم بده ببینم💔

ˢᵃᵍʰⁱ
این هیکاری از من شجاع تره من اط فاصله ی دومتری از سگ میترسم😂

Ambrosia
بالاخره این یوکی یک تکونی به خودش داد! رفتن توی مرحلهٔ آشنایی خانواده...

Ninja711
ما میتوایییییمممممم😭❤🗻

Ninja711
چرااااا انقدرررررر منننننننن شیییپپپپپپپپ مااااسااااککییی ووو هیییرووومووو رو دووووستتتت دارمممممممممم؟😭😭❤❤

Misaki
انیمه بسیار عالی هست ماساکی خیلی شبیه مافویو تو انیمه گیون است

تومیاما چوجی
من آخرا فکر کردم دم سگه 😂😂😂

گربه سان
وای هیکاری چه کیوته این سگ ران رو دوست داره ولی ازش میترسه 🤣🥰❤

animeh star:))
به این،دوتا بچه قراره چی بگذره یا خدا

الی
من نمیتونم ۷روز صبر کنم

کازوتورا
6روز خیلیههههه

anna
منم همینطور

دازای سان
نینااا کمکم کن چجوری ۷ روز صبر کنم😪

برای مشاهده نظرات بیشتر پایین‌تر بروید