تووا همراه ستسونا به کوهستانی دورافتاده میرسد؛ جایی که ستسونا بخشی از کودکیاش را میان بچههای نیمهشیطان گذرانده بود. خاطرات آن روستای پنهان کمکم زنده میشود، اما آرامش آنجا همیشه شکننده بوده است.