توا، ستسونا و موروها سراغ برکهای میروند که هر موجودی نزدیکش شود ناپدید میشود. وقتی رد یک اهریمن مارمانند و قصهی دو خواهر و برادر داغدار وسط میآید، این ماموریت برای ستسونا رنگ شخصیتری پیدا میکند.