توا همراه ریون و ریکو وارد عمارت ناناهوشی میشود؛ جایی که صاحبش با خواندن ستارهها آرزوها را برآورده میکند و در عوض سراغ غمهای پنهان آدمها میرود. همزمان ستسونا در یک روستای برفی با دردسر گاوهای آتشین روبهرو میشود.