آن بعد از برگشتن به اوونلی میخواهد اولین داستان جدیاش را بنویسد، اما دیدارهایش با روبیِ بیمار حالوهوای تابستان را عوض میکند. بین رؤیای نویسندگی، دوستیهای قدیمی و نگرانیهای پنهان، او کمکم با بخش تازهای از بزرگ شدن روبهرو میشود.