بعضیها از بارون لذت میبرن و توش قدم میزنن، بعضیهای دیگه ازش فرار میکنن و با اولین قطره قایم میشن. اما برای یه دانشآموز دبیرستانی به نام تاکائو، بارون تابستونی منبع الهام هنریه.
یه روز، وقتی تاکائو برای طراحی کردن مدرسه رو میپیچونه و به باغی بارونی میره، با زنی بزرگتر از خودش به نام یوکینو آشنا میشه؛ زنی که انگار توی زندگی سرگردان و بیهدف مونده.
با وجود تفاوت سن و مسیر زندگیشون، بین تاکائو و یوکینو یه رابطه آروم و صمیمی شکل میگیره؛ رابطهای که فقط در روزهای بارونی و با دیدارهای اتفاقی توی همون باغ، کمکم عمیقتر میشه.
اما با نزدیک شدن به پایان فصل باران، تاکائو دچار تردید میشه. اون از خودش میپرسه: آیا هنوز زمان کافی هست تا احساساتش رو به عمل و کلمات تبدیل کنه؟
این فیلم داستانی لطیف، آرام و تأثیرگذاره درباره تنهایی، رشد، و احساساتی که مثل بارون، بیصدا میآن و میرن، اما رد عمیقی به جا میذارن.