هانابی بعد از ناامیدی از موگی، همراه سانائه راهی یک سفر کوتاه به کارویزاوا میشود تا کمی از فکر و احساساتش فاصله بگیرد. اما تنهایی ویلا و حضور یک مهمان غیرمنتظره، رابطهی او و سانائه را پیچیدهتر میکند.
9
نظر
lemon boy
11 ماه پیش
به عنوان قاضی این فیلم یک نظری دارم:
چشم های خود را با اسید بشورید پایان.👳♂️
1
lemon boy
11 ماه پیش
حاجی چرا باید همیشه تو لحظات احساسی بارون به باره
1
دیوونه ی انیمه
این پسر جدیده که اومد تو انیمه چقدر خوشگله. به اکچان هم میاد امیدوارم اکچان هم عاشقش بشه. ولی فقط اون جایی که اکچان اومد تو پسره رو دید فکر کنم کم بود یه سکته بزنه😂🤣
1
دیوونه ی انیمه
بیچاره پسره به خاطر دختره آخرش مریض هم شد😭😂🤣
1
دازای سان
از گریه مردم
1
lena
جالبه
1
اوتاکو مناطق اسرائیل زده
وایییییی چقدر باحاله
1
دیوونه ی انیمه
از شیپ هانابی و اکچان متنفر بودم همش خدا خدا میکردم اکچان دست از سر هانابی برداره. ولی اونم خیلی گناه داشت دلم واسش سوخت. راستی شما هم با من هم نظرید که به اکچان مدل موی کوتاه بیشتر میومد؟