رابطههای پیچیده هانابی، موگی و آدمهای اطرافشان وارد مرحلهای حساستر میشود؛ جایی که فاصله گرفتن، حسادت و خواستنِ بیش از حد، هرکدام یک زخم تازه رو رو میکنند. میان سفر، مدرسه و حرفهای نیمهتمام، همه دنبال جوابی برای دلشان میگردند.
7
نظر
اوتاکو
آه موگیییی ترو خدا برگرد پیش هانا چان ترو خدااااا اون زنیکه رو ول کن
2
دیوونه ی انیمه
حالا تازه دارم میفهمم که آکانه اصلا آدم بدی نبود در اصل آکانه آدم ضعیف و بدبختی بود که سعی میکرد با جلب توجه و نظر بقیه خودشو راضی نگه داره ولی یه قسمتی از وجودش هم از این کارا بدش میومد و آکانه به یکی مثل کانای سنسه نیاز داشت که بتونه درکش کنه. آکانه نیاز داشت عشق و محبت رو از یه فرد خاص یعنی کانای سنسه دریافت کنه و کانای برای احساسات مردم ارزش زیادی قائل بود و حاضر بود آکانه رو همون طوری بپذیره و عشق پاکی رو به اون میداد و همین باعث شد آکانه تحت تاثیر قرار بگیره و تغییر کنه که این به این جمله هم ربط داره( از محبت خارها گل میشوند)
1
دیوونه ی انیمه
مگه این دختره با اون یکی پسره تو قسمت قبلی آخرین قرار رو نذاشته بودن اینا که کات کردن پس این قسمت دوباره پیش هم چیکار میکنن🤔
1
دیوونه ی انیمه
وای خدایا فقط یه قسمت به قسمت آخر مونده. یعنی آخرش چی میشه
1
دازای سان
انقدر
1
کایرا
خوبه
1
دیوونه ی انیمه
واییییییییییی خدایا من فکر میکردم قراره موگی بیاد آکانه رو تغییر بده ولی چرا کانای سنسه تغییرش دادددددددد.از این که آکانه تغییر کرد و عاشق کانای سنسه شد خوش حالم ولی دلم برای موگی میسوزه نشستم برای موگی گریه کردم خیلی غمگین بود موگی این حقش نبود