چیزورو در روزهای سخت بیماری مادربزرگش میان گفتن حقیقت و حفظ آرامش او سردرگم میشود. کازویا هم با نگرانی از فاصلهای که میان نقش ساختگی و احساسات واقعیشان وجود دارد، دنبال راهی برای حمایت از اوست.
19
نظر
Luna ★
اینقدری که برای مامان بزرگ این بدبخت گریه کردم برا مامان بزرگ خودم گریه نکردم😐😐
27
アイリーン
عررررررررررر ساعت ۴ شبه من دارم زیر پتو عر میزنم
8
آرمین
انقدر میگید واسه مادر بزرگش گریه کردیم پس من چرا چیزی حس نکردم؟😑
8
Taha(بازنشسته این سایت)
وای اشک داره ار چشام میریزه الحق ژاپنیا تو صحنه های گریه اوز حرفه ای ین
7
جواد
قسمت ۱۰ چیشد
یک هفته شد دیگه
4
King sigma
عالی
3
یه بیکار
درسته انیمس ولی از مامان بزرگه خیلی چیزا یاد گرفتم
2
𝓗𝓪𝓷𝔃𝓸
من که فقط ناراحت شدم 😐😐 ولی چرا😢🥺
2
سونگ جین ووو ساما
7 ماه پیش
حس داغونی دارم برای مادر بزرگ سایوری ولی نمیتونم گریه کنم چرا انقد بی احساس شدم
زهرارحیمی
چرا من اصلا گریه نکردم عادی مثل همیشه انیممو دیدم 🙃😑😑😐😶
.亗ƁƦ丨AVATAR.
10 ماه پیش
حاجی مگه بچه اید گریه نیکنید
ممد
مادر بزرگه داره سکته میکنه اونقدر حالش بده که چشماش رو نمیتونه باز کنه بعد دستش رو چطور اورد و اشکای چیزورو رو پاک کرد ؟
من دیگه رد دادم
ARASH
آنقدر سر بعضی انیمه ها گریه کردم که سر این چیز خاصی حس نکردم دیگه جا برای این ندارم
آریا
3 هفته پیش
پسره با کت و شلوار جذاب بعد همچین تیپای بدی می زنه
☀گاتس☀
چرا همه دارن زار میزنن گریه گریه گریه
و منی که پوز خند زدم🤨🗿