کازویا کینوشیتا، دانشجوی درماندهی دانشگاه، با چیزورو ایچینوسه—دختری مؤدب و باوقار که بهعنوان دوستدختر اجارهای کار میکند—آشنا میشود و ناخواسته او را بهعنوان دوستدختر واقعیاش به خانواده و دوستانش معرفی میکند.
با گذشت زمان، کازویا همچنان نمیتواند حقیقت را بگوید؛ در حالی که از هر طرف احاطه شده است: نامزد سابقِ موذیاش مامی نانامی که مدام بازمیگردد، دوستدختر موقت و فوقتهاجمیاش روکا ساراشینا که جواب رد را نمیپذیرد، و دوستدختر اجارهای خجالتی اما پرتلاش، سومی ساکوراساوا… مجموعهای از دوستدخترهای متنوع!
میخانه، ساحل، چشمههای آبگرم، کریسمس و سال نو… پس از عبور از این رویدادهای پرچالش، احساسات کازویا نسبت به چیزورو هر روز قویتر میشود.
اما چیزورو حقیقتی شوکهکننده را فاش میکند که میتواند این «رابطه» را از ریشه متزلزل کند!