نوئه با دیدن شارلاتان به خاطرات کودکیاش برمیگردد؛ روزهایی که کنار لویی و دومینیک در دنیای خونآشامها دوستی، بازی و رازهای عجیب را تجربه کرد. اما پشت آرامش آن قلعه، چیزی تاریک کمکم خودش را نشان میدهد.
18
نظر
yasi
گریه کردم🙂🙂
13
_otakuon
این قسمت واقعا عالی بودددد
11
مونالیزا سامای جنگی
دلم کباب شد نوئههههههه🥺
6
سازمان زد سوگوی خان
کامنت های زیبایتان را خواندم وفهمیدم خیلی زود گریتان میگیرد فرزندانم این قسمت درسته که غمگین بود ولی باید قوی باشید
5
دازای سان
هر قسمت نفس گیره عالی😁
4
لیا زن ارن یگر ❤
این قسمت خیلی غمگین بود سرش واقعا بغض کردم . نوئه عاشق لویی بود😭😭😭😭
3
مورتیس(دور از دنیا)
مرگ لویی خیلی بد بوددد
1
Kami
عالی
1
SOFI💤
اشکم در اومد 😑🥹
اکانه
من الان با اونی که تو قسمت قبل کامنت کرده بود (فک کنم از نوعه متنفرم) کار دارم 😐🔪
I.M
والا من از ناراحتی اینا یکمی خوشحال میشم دلیلشم نمیدونم😂