تماشای انیمه روزها با خواهر ناتنیم قسمت 9

ساکی توی دفتر خاطراتش با احساساتی روبه‌رو می‌شود که نمی‌تواند راحت به زبان بیاورد. دعوت به استخر و وقت گذراندن با یوتا باعث می‌شود نگاهش به او، به خودش و به رابطه‌ی خواهر و برادری‌شان آرام‌آرام پیچیده‌تر شود.

19 نظر
𝘼𝙇𝙀𝙓 𝙒𝙄𝙕𝘼𝙍𝘿
عباس معروفی خیلی حق میگه: گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت. پس با کسی بمان که نصفِ راه را به سمتت دویده باشد...

𝘼𝙇𝙀𝙓 𝙒𝙄𝙕𝘼𝙍𝘿
کاش دل شکستن جرم بود 🙂

ارشیا
حس میکنم انیمش دیگه خیلی داره چرت میشه و میره تو خاطرات

Taha(بازنشسته این سایت)
دازای اینجا دازای اونحا دازای همجا

دازای سان
زندگییییی آی زندگییییی برا با خود ببررررر

Mostafa
اینا خوبه نه اون هارما انگار داری یه تیکه از فیلم هارو میبینی

𝘼𝙇𝙀𝙓 𝙒𝙄𝙕𝘼𝙍𝘿
من درد دارم از آز آدم ناکسی که نداره بهم حسی. -یکم رپ خوندی فکر کردی هیچکسی؟.واسم اهمیت نداره کی هستی.اهل کدوم شهر و اهل کدوم قصری؟.حرفاتون نداره یذره روم تأثیر!. ALEX WIZARD

تخمه اکبری
آیانوکوحی از کلاس نخبگان تو جمع اینا باشه باز نمیخنده 😂😂😂

اوتاکو اسنایپر
عالی

T_tana
واییی یعنی اسامورا موهای بلندش رو بیشتر دوست داشت؟

𝘼𝙇𝙀𝙓 𝙒𝙄𝙕𝘼𝙍𝘿
روزی می‌رسد که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من به شیطنت‌هایم به خل و چل بازیام به خنده هام روزی که همه با دیدن عکس هام بغض میکنند و میگن دیوونه دلمون واست تنگ شده مرا آرام بخوانید تمام نوشته هایم از خستگی درد میکند🖤👩‍🦯

کانکی-سان
ای تفف توشش دوباره باید وایسیم

امیر
عالییی ولی قسمت بعد جالبه

اوتاکوی تازه کار
این قسمت عال بود خصوصا وسطش 😛🤪😜😂

Marina
قسمت قبل خیلی قشنگ بود منتظر قسمت بعدی 🥹🥹😭😭

برای مشاهده نظرات بیشتر پایین‌تر بروید